مرتضى راوندى

594

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نيشخند طنز ، كنايه‌آميز است و آميخته با خشم و قهرى است كه با ژرف‌بينى و خوددارى و عفت حكيمانه‌يى آميخته است . طنز با نوعى شرم و تملك نفس توأم است ، ولى هزل دريده است و خوددارى نمىشناسد . هزل صريح است و طنز در پرده . هزل وقيح است و طنز متين . هزل قصد خنداندن دارد ، ولى طنز در پى خنده ، قصدش عبرت‌آموزى است و با ناروايى مىستيزد . هزل بىبرگ است و طنز متعصب . هزل به ناهنجارى موجود فقط مىخندد ، ولى طنز به ناهنجارى موجود كينه مىورزد و مىخواهد كه آن را از ميان بردارد . از اينروست كه يك اثر فكاهى هرقدر آميخته با روح انتقادى باشد ، جز تأثير ضعيف و تدريجى نتيجه‌يى ندارد ، ولى يك اثر طنزآلود مىتواند در تغيير وضع موجود مؤثر شود . طنز ، جدى است ، ولى هزل شوخ است . طنز از روح صاف و صادقى سرچشمه مىگيرد ، ولى هزل فقط از طبع شوخ و شنگ مايه دارد . طنز ، حكيمانه طعنه مىزند و هزل فقط رندانه مىخندد . در فرانسه هزلهاى « تريستان برنار » جز تفريح خاطر اثرى نداشت ولى طنزهاى « ولتر » اصلاحگر بود و طنزهاى « برناردشا » انقلابى در انديشه‌ها پديد مىآورد . در مطبوعات اخير ما هزل فراوان بود و حتى تنى چند در خلق آن شايسته و كارآمد شده بودند ، ولى طنز حكيمانه كيمياست و از اينروست كه مىبينيم اثر هزل چون حبابى بر سطح آب بيش نيست . طنزهاى « پاينده » همه طعنه‌آميز است و گاه با زهرخندى آميخته . « پاينده » چون ديرگاهى كارمند ادارى و گرفتار كارهاى دولتى بوده ، بيشتر طنزهايش پوزخندى به « بوروكراسى » است : « . . . خان حاكم ما مجسمهء عدالت بود و حقا كه اين مرد عزيز ، چيزى از بقاياى عدالت نوشيروان داشت و غالبا عارض و معروض را باهم توقيف مىكرد و اگر سياست عاليه‌اش افتضاى چوب زدن داشت ، دو رقيب را به يك فلك مىبست و بدينطريق قدم اول در راه پر كردن فاصلهء طبقاتى به وسيلهء او برداشته شد . خدا رحمتش كند ، چه مرد دموكرات‌منش نجيب اصلاح طلبى بود ! » از داستان چلچراغ عقب افتاده « . . . هنگامى كه مأمورين دفع ملخ با لوازم كار خود وارد قصبه شدند ، سه ماه بيشتر بود كه ملخى به جايى نبود . اما اين مردمان خوب ، مأمورين صديق و خدمتگزار دولت عليهء ايران ، گناه و قصورى نداشتند . اين ملخها بودند كه با عجله آمده و با شتاب ، شايد از بيم تعاقب مأمورين دفع ملخ رفته بودند و آنقدر جرأت و غيرت نداشتند كه صبر كنند تا مأمورين دفع ملخ ، پس از عبور از همهء دربندهاى تشريفات ادارى با قاطرهاى تندرو كه